مكاتب و ايدئولوژي ها

اپورتونیسمOpportunisme-مسلکی است که طرفدارانش به سرعت بر حسب تغییر وضع سیاسی یا تغییر رژیم یا زمامدار بنا به نفع شخصی تغییر عقیده می دهند.

اپولوژیسمApologisme- نام فرقه ای موسوم به اپولوژیست ها که در قرن 17 درخلال جنگهای داخلی انگلستان برای مردم حق مقاومت در برابر پادشاه قائل بودند. فلاسفه آغاز مسیحیت را که معتقد باستدلال در مقابل مخالفین مسیحیت بودند نیز اپولوژیسم می خواندند.

اتوریتاریانیسمAutoritarianisme-مسلک وسیستم حکومتی است که در آن آزادی فردی تحت الشعاع قدرت دولت قرار می گیرد.

اتوکراسیAutocracy-سیستم حکومتی ای را گویندکه درآن تمام قدرتها دردست زمامدارباشد.

اریستوکراسیAristocrascy-حکومت اشرافی، سیستم و نوعی حکومت که درآن قدرت ونظارت دردست عده کمی از اشراف باشد.

اریستوکراتAristocrate-عضو هیأت حاکمه اشرافی هواخواه حکومت اشرافی.

اسکولاستیکSchoolastic-حکمت و فلسفه حکمای قرون وسطی را که در مدارس به تدریس اشتغال داشتند،اسکولاستیک مینامند. فلسفه این حکما که بنام مدرسیون یااصحاب مدرسه نیز نامیده میشدند، بیشتر جنبه دینی داشت. ازفلاسفه مهم این مکتب آبلار، تامس داکن،گیوم داکن و سنت آنسلم رامیتوان نام برد.

اسکی پیسمEscapisme- بمعنی فرار است، ومقصود ازآن فرار ازشرکت در کارهای اجتماعی و امتناع از قبول پستهای دولتی وشرکت در امور حکومت.

اکسپانسیونیستExpansioniste-طرفدار توسعه وگسترش اراضی کشور بوسیله فتوحات نظامی یا به وسایل اقتصادی.

الیگارشیOlygarichie-روشی در حکومت که توسط چند نفر اداره شود و کلیه قدرتها دراختیار عده ای معدود باشد.

امپریالImperial- امپراطوری ، شاهنشاهی.

امپریالیستImperialiste-طرفدار  و هواخواه امپرا طوری

امپریالیسمImperialisme- هواخواه امپراطوری ، عقیده و روشی را گویند که هدفش بسط امپراطوری و توسعه قلمرو و حکومت بر دیگران است.

اگوئیسمEgoisme- عقیده به اینکه طبیعت انسان درهمه جا و همه زمانی اساسا خودخواه است،لذا زمامدار باید انگیزه اش اگوئستیک یعنی خود خواهی و خودپرستی باشد.

آنارشیAnarechie-آشوب ، بی نظمی و هرج ومرج . درزبان یونانی بمعنای «بدون حکومت» است.

آنارشیستAnarechiste-آشوب طلب .

آنارشیسمAnarechisme- هرج و مرج خواهی ،مسلک آنارشیسم حکومت را تنها موجب بدبختی و مصیبت های اجتماعی می داند.

انترناسیونالInternational-جهانی ، بین المللی.

انترناسیونالیسمInternationalisme-درمقابل ناسیونالیسم است و عبارت است از اعتقاد به این که همکاری و معاونت ما بین ملت های جهان موجب سعادت و برقراری صلح و آرامش حکومت جهانی است.

انتلکتوالIntellectual- روشن فکر ، خردمند.

انتلکتوالیسمIntellectualisme-مکتب اصالت قریحه و هوش وعقیده براینکه علم زاده عقل است و عقل منبع دانش و کشف حقیقت ،یا علم صحیح بواقعیت تنها از طریق قریحه و هوش و عقل میسراست.

اندوستریالیسمIndusterialisme- یعنی صنعتی شدن زندگی انسان و رواج صنعت و کارخانه و ماشین و اهمیت دادن بصنعت .

اندیویدوالیسمIndividualisme-یعنی اصالت فرد وطبق این فلسفه باید اجازه داده شود که هرکس باختیار آزاد برای خود فکروکار کند.

اوبژگتیویسمObgectivisme-که آنرا ایدآلیسم اوبژکتیف  نیز می نامند ، فلسفه ایست که حقایق راازنظر حسی نگاه می کند.

اوتارکیAuatrky- بمعنی استقلال اقتصادی است.

اولترا اندیویدوالیسمUltra Individualisme-عقیده به فردیت افراطی است.

اولتیماتومUltimatum-اتمام حجت ،آخرین پیشنهادی که دولتی به دولتی میدهد و در صورت عدم قبول موجب بروز جنگ میشود.

ایرولاسیونیسمIrolationisme-اعتقاد به لزوم تبعیت ازیک خط مشی و سیاست و کناره گیری علنی یک ملت از همکاری سیاسی و اقتصادی .

باکونی نیسمBakuninisme-عقیده سیاسی باکونین پیشوای آنارشیست روسیه و اروپا . وی این مکتب را که اصولش لزوم تخریب دولت و حفظ حقوق فردیت و افکار خداوند است را ابداع کرد.

بالشویسمBalshewisme-شیوه ای خاص از مکتب «مارکسیسم» است ، که طبق آن طبقه کارگر باید بوسیله دستجات محلی که پیرو انضباطی شدید از طرف دولت مرکزی باشند هرچه زودتر قدرت سیاسی را بدست آورند.

بربریسمBarbarisme- وحشیگری . توحش و حالت بدوی زندگانی جوامع اولیه و قوام دوراز تمدن

بلوکBloc-دسته متحد ، گروه هم بسته

بورژواBourgeois-سرمایه دار،  دولتمند ، شهرنشین ثروتمند .

بورژوازیBourgeoisie-سرمایه داری ، طبقه ثروتمند و سوداگر .

بنتهامیسمBenthamisme-بنتها میسم به نوع مخصوصی از لیبرالیسم اطلاق می شود.

پاتریوتPatriot-میهن پرست .

پاتریوتیسمPatriatisme-به معنی میهن پرستی است .

پارتیکولاریسمParticularisme-علاقه شدید هر شهر به حفظ حالت خاص خود .

پلیتیکPolitique-علم سیاست ، سیاست .

پارتیزانPartisan-سرباز چریک ، هواه خواه ، طرفدار .

پارلمانParlement- مجلس نمایندگان ، مجلس شورا و سنا

پارلمانترParlementaire-عضو پارلمان ، مطابق با آداب و رسوم پارلمان .

پارلمانتریسمParlementairisme-روشی است در حکومت که در آن قوه مجریه خود مسئول قوه مقننه یعنی پارلمان میباشد .

پاروشیالیسمParochialisme- محدودیت فکر و دلبستگی به انجام کارهای بلوکی و بخشی  ومحلی

پاسی فیسمPacifisme-صلح طلبی ، مخالفت با جنگ بهر نوع و شکلی که باشد .

پراگماتیسمPragmatisme- اصالت عمل و نقطه مقابل متافیزیک است پیشوای این مکتب ویلیام جیمز آمریکایی است .

پروونسیالیسمProvinclisme- عقیده به عدم تمرکز امور کشور در پایتخت و تقسیم مسئولیت های هر ایالت  به متصدیان امور همان ایالت .

پلوتوکراسیPloutocracy- نام سیستم حکومتی است که توسط ثروتمندترین افراد یک جامعه اداره شود .

پلورالیسمPluralisme- بمعنی کثرت ، به فلسفه سیاسی اطلاق می گردد که علاقه فرد نباید منحصر به  پیوستگی سیاسی وی با دولت باشد ، بلکه علاقه های دیگری نیز دارد . مانند علاقه مذهبی و اقتصادی .

تائوئیسمTaoisme – نام مکتب سیاسی است ، که بنیان گذار آن لاا وتسه(604-501 ق.م ) است فلسفه وی یک نوع مذهب لیبرال است .

تاکتیکTactic- فن جنگ و راهنمائی سپاه در نبرد بادشمن .

تامیسمThomisme- مکتب سیاسی منسوب به تامس داکوین (1225-1274 ب.م.)

تئوکراسیTheocratcy- رژیم و روشی را در حکومت گویند . که روسا و فرماندهان درجه اول آن پیشوایان روحانی و ارباب دین باشند ، بعبارت دیگر حکومت مذهبی است .

ترادیسیونTradition- سنت ، رسوم اجتماعی .

ترادیسیونالیسمTraditionalisme- اعتقاد باصالت ، سنت پرستی .

تروتسکی ایسمTrotskisme-فرقه منشعبی از حذب کمونیسم که بنیان گذارش تروتسکی یکی از پیشوایان انقلاب بلشویکی روسیه بوده .

ترورTerreur- وحشت و هراس ، کشتن و ازبین بردن مخالفین .

تروریستTerroriste-عامل ترس و وحشت . آدم کش .

تروریسمTerrorisme- عقیده به لزوم آدم کشی .

تریدیونیونTrade-Union-عنوان تشکیلاتی است از کارگران بمنظور کوشش دربهبودی احوال ایشان  و افزایش مزد تقلیل ساعات کار و تامین بیمه بیماری و وسائل بهداشت و ...

تریدیونیونیسم Trade-Unionisme-یعنی به یک اتحادیه کارگری گرویدن . لنین بین تریدیونیونیسم  و سوسیالیسم فرق گذاشت . کارگران هیچ گاه سوسیالیست نمی شوند بلکه ابتدا تریدیونیونیست می شوند .

تیرانیTyrannie- بمعنی حکومت ستمگری وجور و ظلم است .

تیرانیسیدTyrannicide- بمعنی ظالم کشی و اعتقاد به لزوم قتل سری و ترور زمامداران حکومت است .    

تیموکراسیTimocracy- این اصلاح در مورد حکومتی و دولتی بکار برده می شود که زمامدارانش تنها بخاطر شرف وبدست آوردن افتخار کار میکنند . این واژه ها را افلاطون در کتاب جمهوریت خود بکار گرفته است .

دپارتمانتالیسمDepartmentalisme- حکومتی که بایالات و استانها و بخش های کشور استقلال در امور داخلی خود دهد .

دسانترالیسمDecentralisme- عبارت از انتقال نظارت و کنترل ازقدرت مرکزی به واحدهای محلی .       

دسپوتDespot- مستبد .

دسپوتیسمDespotisme- حکومتی را گویند که پیرو حکومت مطلقه و خودکامگی و بدست زمامداری خودرای و مستبد اداره شود .

دماگوژیDemagogie- عوامل فریبی.

دمکراتDemocrate - آزادیخواه ،  طرفدارآزادی

دموکراتیکDemocratique- شیوه همرایی

دموکراسیDemocracy- آزادیخواهی با روشی در سیاست و حکومتی که درآن اختیارات دردست مردم و نمایندگان آنها میباشد .

دمونستراسیونDemonstration- تظاهر دسته جمعی که در آن فرقه ای یا فرقه هایی یا احزاب مختلفی شرکت داشته باشند و بوسیله سخنرانی و گردش در معابر برای بدست آوردن خواستهای خود جدوجهد کنند .

دگماتیسمDogmatisme- فلسفه جزمی ، عقیده باینکه باید کورکورانه از سنت ها بدون پرسش پیروی کرد .

دیالکتیکDialectique- مکالمه ، مباحثه و جدل با روشن کردن مطلبی بوسیله مکالمه وتعقل مانند روش منطقی ، منطق مکتب «مارکس» که بنام «ماتریالیسم دیالکتیک» مشهور است .

دیپلماتDiplomate-سیاسی، سیاستمدار

دیپلوماسیDiplomacy- سیاست ، علم سیاست ، حل و عقد امور میان کشورها و ممالک خارجی .

دیکتاتورDictateur-مستبد، خودرای، خودکام

رادیکالیسمRadicalisme- مکتبی است در سیاست که هواخواهان آن از اوضاع موجود ناراضی بوده و طالب تجدید نظر و درهم شکستن تمامی قوانین و نظامات میباشند( برای بوجود آوردن موسسات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی نو .)

راسیونالیسمRationalisme- فلسفه اصالت عقل ، اعتقاد به برتری و تفوق عقل برهمه چیز .

رستوراسیونRestauration- دوران اعاده سلطنت به خانواده بوربون که از سال  1814 تا 1830 ادامه یافت .

رفراندومReferendum- مراجعه بآراء عمومی از طرف دولت برای دست یابی باکثریت آراء مردم .

رفرمReform- اصلاح تغییرات  و اصلاحات سطحی در امور اقتصادی و سیاسی بدون توسل به انقلاب  وشورش .    

رفرماسیونReformation- اصلاحات  سیاسی و اقتصادی ، نهضت اصلاحی .

رولوسیونRevolution-انقلاب ، طغیان و شورش .

رویالیسمRoyalisme- سلطنت طلبی ، شیوه سلطنت طلبان در برابر جمهوری خواهان .

ریتوالیسمRitualisme- آداب پرستی ، اعتقاد بلزوم رعایت آداب مذهبی و آداب ورسوم بحد افراط .                       

رویزیونیسمRevsionisme- نام مکتب و مسلک ادوارد برنشتاین سیاستمدار ، نویسنده سوسیال دموکرات آلمان است هدف این مسلک اصلاح و تعدیل سوسیالیسم انقلابی مارکس بود .                         

ژئوپولتیکGeo poltiqoue- نام علم جدیدی است که هدفش مطالعه و تحقیق در روابط بین جغرافیا باحیات قدرتها و امپراتوریهای بزرگ است .

ساتیاگراهاSatyagraha- دریافت حقیقت ، نهضت سیاسی و مذهبی ای که درسال 1919 شروع شد و بوسیله مقاومت منفی در برابر تجاوزات بیگا نگان مبارزه نمود .

سانترالیسمCentralisme- اصول تمرکز در روش اداره ی حکومت یک کشور و تمرکز امور در حکومت مرکزی در پایتخت .

سزاریسمCzarisme- حکومت قیصری و بهمان مفهوم استبداد و اتوکراسی و قدرت مطلقه امپراتور است .                  

سکولاریسمSecularisme- دنیا پرستی ، اعتقاد به اصالت امور دنیوی و رد آنچه غیر آنست .            

سنات Senat- مجلس اعیان ، مجلس اشراف ، مجلسی که نمایندگان آن از بین طبقات  و افراد ممتاز انتخاب میشوند .

سناتورSenateur- نماینده مجلس اشراف ، مجلسی که نمایندگان آن از بین طبقات و افراد ممتاز انتخاب میشوند .

سندیکاSyndicat – اتحادیه کارگری .

سندیکالیسمSyndicalisme- مسلکی سیاسی و جنبشی انقلابی است ، که هدفش بوسیله اتحادیه های کارگری دولت بانجام رسد و دموکراسی پارلمانی را از طریق طغیان و هر نوع انقلابی واژگون کند .

سوسیالیستSocialiste- طرفدار و هواخواه مکتب «سوسیالیسم » .

سوسیالیسمSocialisme- مسلکی است که هدفش ایجاد و برپاکردن دسته جمعی جامعه است بنفع مردم بوسیله مالکیت دولت نسبت به کلیه وسایل تولیدی اعم از صنعت و وسایل حمل و نقل و غیره کنترل آنها از طرف  دولت است .

شووینیسمChauvnisme- ملت بازی ، وطن بازی ،افراط ، و مبالغه کورکورانه در میهن پرستی .                           

فابیانیسمFabianisme- نام مسلک سیاسی یک سازمان سوسیالیستی در انگلستان است . اینها سعی کردند که سوسیالیسم را در طبقه متوسط معمول سازند .

فاشیستFachiste- این اصطلاح از کلمه فاشیسمو که بعنوان شعار قدرت در روم قدیم بود گرفته شده و بمعنی آشوب طلب هرج ومرج طلب است .

فاشیسمFachisme- این مسلک  در زمان حکومت موسولینی احیاء شد . شیوه یی در سیاست است که هرج ومرج  وآشوب  طلبند .

فئودالFeodal- کسی است که املاک زیادی داشته باشد و بر رعایای خود حکومت کند.

فئودالیتهFeodalite-ملوک الطوایفی ، نوعی تجزیه حکومت در کشورهای قرون و سطی که اشراف و مالکین بزرگ هرکدام برقسمت تحت نفوذ خود در کشوری حکومت کرده و همیشه باهم در حال جنگ وستیز بوده اند .

فئودالیسمFeodalisme- نوعی حکومتهای مجزا از هم و ملوک الطوایفی در قرون میانه . امروز به کشورهایی اطلاق میشود که عده ای از اشراف و مالکین ، ملاک باشند .      

فاکسیونFaction- به معنی حزب است.

فاکسیونالیسمFactionalisme- این واژه را جرج واشنگتن رایج کرد و بمعنی حزب پرستی است .                    

فاناتیسمFanatisme-

نظرات شما عزیزان:

alireza
ساعت18:27---7 اسفند 1391
مطالب خوبی دارید

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:








تاریخ: چهار شنبه 5 مهر 1391برچسب:مكاتب و ايدئولوژي ها,
ارسال توسط میر محمد حسینی سفیدان جدید

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 62
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 62
بازدید ماه : 231
بازدید کل : 5734
تعداد مطالب : 106
تعداد نظرات : 18
تعداد آنلاین : 1





اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان